هم قدم با یار


صبح پاییز هم قدم با یار میچسبد عجیب
بوسه ی ِپیوسته از دلدار میچسبد عجیب


هم قدم با شی صدای بلبل آواز خوان
دست در گیسویِ سیمِ تار میچسبد عجیب


هم صدای خش خش برگ درختان زیر پا
بعد از عمری لحظه ی دیدار میچسبد عجیب


دوستت دارم بگویی او بگوید عاشق ام
گفتن این کلمه با تکرار میچسبد عجیب


جان فدای عشق باشدنازنینم عیب نیست
درره عشق، صد تنِ تبدار میچسبد عجیب


گوشه ی دنج اتاقی چای و قهوه در بغل
گفتگو با محرم اسرار میچسبد عجیب


عشق درد است این بدان سنگ صبور
غصه خوردن دیدن آزارمیچسبد عجیب

جواد الماسی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.