. ۲۰۱۶-۰۷-۳۱ ۱۴:۵۸:۴۳

صدایت را که میشنوم، دنیا را از خاطر میبرم.

---

دارم کم کم متوجه میشم که عجیب بودن مختص آدما و جاهای خاص نیست، متوجه میشم که معجزه واسه هر آدمی توی هر روزی که بخواد ممکنه پیش بیاد.

 

دارم صداتو میشنوم، داری صدامُ میشنوی..

قطع میشه زنگ میزنم، قطع میشه زنگ میزنی

ساعت یک بعد از ظهر سلام و صبح بخیر میگی... همه ی اینا واسه من که سال ها ازش بی خبر بودم یعنی معجزه! هر چند عجیبه هر چند همون آدم همیشگی نیستیم اما...

 

چقدر دنیا عجیــــــــــــــــــــــــــــــــــــبه.. حتی با تکرار دوباره ش هم چیزی از بهت من کم نمیکنه.

اینکه چیزی به دلت بیفته خیلی عجیبه!...

اینکه چیزی که فکرشم نمیکردی پیش بیاد عجیبه

اینکه بعد این همه سال هنوز بی تفاوت نشدیم و قهر و آشتی میکنیم عجیبه

اینکه زنده س عجیبه

اینکه زنده موندم عجیبه

اینکه وقتی حرف میزنم نمیدونم چی میخوام بهش بگم عجیبه

اینکه قبل از حرف زدن کلی حرف واسه گفتن دارم عجیبه

... آآآآآآآآآآه... چه دنیاییه!!!

کی فکرش میکرد؟

 

ترس داره خیلی، اینکه قراره چی دوباره به سرت بیاد.. اینکه ندونی باز از دست میدی یا نه... یا حتی ندونی حالا که خودش برگشته موندنیه یا رفتنی!.. ندونستن خیلی ترسناکه.. و خیلی تاریک. این بار اگر بره....!

 

برگشت.. شاید وقتش همین حالا بود. شاید باید همه ی اون اتفاق ها سرم میفتاد تا امروز بشه و باز بیاد.

تو مالِ منی، هر چند ندارمت. اما...

 

...

یادمه ی فیلمی رو با هم رفتیم دیدیم، اسمش "انعکاس" بود... جایی از فیلم میگفت: دوست داشتن خیلی بهتر از عشقه، نه دیوونه بازی های عشق رو داره و نه خیلی زود تموم میشه.

 

دست نوشته ی شلوغی شد این دفعه! از هر جایی نوشتم و از هر جایی گفتم... این نوشته رو نباید دوبار خوند.. فک کنم همین شلوغ بودنش بهتره.

این نوشته ویرایش ندارد.

نقطه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.